|
پرسپولیسی ها 2 آتیشه وبلاگی برای تمام هواداران پرسپولیس
| ||
|
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 13:47 ] [ کاوه قره داغی ]
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:19 ] [ کاوه قره داغی ]
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:18 ] [ کاوه قره داغی ]
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:18 ] [ کاوه قره داغی ]
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 19:21 ] [ کاوه قره داغی ]
https://www.facebook.com/Perspolis90 https://www.facebook.com/Perspolis90 https://www.facebook.com/Perspolis90 https://www.facebook.com/Perspolis90 https://www.facebook.com/Perspolis90 https://www.facebook.com/Perspolis90 [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:10 ] [ کاوه قره داغی ]
حرفهاي علي دايي بعد از پيروزي تيمش بر پرسپوليس آنقدر عجيب و غريب بود كه هنوز هم درك و هضم آن كار سادهاي نيست. دليل اين ادعا اين نيست كه علي دايي پرسپوليسي بوده و رفتارش در مقابله با اين تيم بايد متفاوتتر از ديگران باشد. بحث، كليتر از اين حرفهاست. وقتي دايي ميگويد «خدا به من عزت داد تا بالاتر از پرسپوليس قرار بگيرم.» ذهن شنونده ناخواسته دچار اين پرسش ميشود كه مگر چهاردهم شدن در ميان 18تيم هم به كمك خداوند و كلمات قلمبهاي مثل عزت نياز دارد؟ مثلا اگر خدا به آقاي گل جهان عزت نداده بود او الان كجاي جدول ميايستاد؟ اگر بالاتر از پرسپوليس بودن نشانه عزت و اقتدار است كه الان 14تيم يعني تقريبا 78 درصد تيمهاي ليگ برتر صاحب اين عزت و افتخار هستند. پس ديگر چه نيازي است به خوشحالي كردن و سر به آسمان ساييدن؟! جناب شهريار؛ اينكه تيم شما امروز در رتبه چهاردهم ليگ و بالاتر از پرسپوليس ايستاده نشانه «ذلت» پرسپوليس است نه نشانه «عزت» شما. بحث رقابت در رتبههاي 14 و 15 كه بحث «بالا و بالاتر» نيست. بحث «پايين و پايينتر» است. اصلا اگر وقت شريفتان اجازه ميدهد به يك سوال مهمتر جواب بدهيد؛ يك برد فوتبالي چه ربطي به واژههايي مثل «عزت» و «تقدير» و «اقتدار» دارد؟ بد نيست سري به فرهنگ لغات بزنيد و معاني اين واژهها را يك بار ديگر مرور كنيد كه وقتي ميگوييد «تقدير خداوند اين بود که تيم راهآهن مقابل پرسپوليس اقتدار خود را به دست آورد» مغز شنوندهتان كهير نزند. لب مطلب؛ اگر هزار بار ديگر هم پرسپوليس را ببريد و هزار درجه غليظتر شادي كنيد هيچ ايرادي بر شما وارد نيست كه اين شاديها طبيعت فوتبال حرفهاي است. اما بحث «عزت» و «اقتدار» و... بحث ديگري است. لطفا اتفاقات زميني را با واژههاي فرازميني تعبير نكنيد كه ما از اينگونه تعابير كم لطمه نديدهايم. [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:46 ] [ کاوه قره داغی ]
قصه قصه
درد است و قدر نشناسی, قصه از دست دادن بهترین ها ,قصه ایی که قرن هاست
برای ما ایرانیان تکرار می گردد, قصه مرده پرستی, قصه تبعید بهترینها ,قصه
…. ! [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:3 ] [ کاوه قره داغی ]
[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:14 ] [ کاوه قره داغی ]
پرسپولیس و حاشیه, پرسپولیس و نفرات جدید, پرسپولیس و هوادرانش, پرسپولیس و مربیانش, پرسپولیس و مدیرانش و پرسپولیس و بی ثباتی ثبات ,ثبات ,ثبات ,ثبات مدیریتی ,ثبات نگه داشتن بازیکنان شایسته ,ثبات مربیان تمام اینها و شاید بیشتر فاکتور یک تیم موفق است اگر گزینه هواداران را هم بخواهیم به آن اضافه کنیم کمی مسخره به نظر می آید و کمی خنده دار چرا که شاید تنها گزینه ایی که توانسته ثبات خود را در باشگاه پرسپولیس حفظ کند ثبات هوادارانش بوده است که بحثی کاملا جدا می باشد و سعی می کنم در آخر این مطلب کمی به گزینه هواداران بپردازم. قصه دنیزلی و پرسپولیس در فصل جدید از جایی شروع می شود که با شکست پرسپولیس در داربی جام حذفی و استعفا استیلی مربی ترکتبار خود را روی نیمکت سرخ می بیند اما باید فلش بکی به گذشته زد و حساب ها را جدا کرد به زمان انصاری فر بر می گردیم در جایی که بازیکنانی که مدیریت سابق (داریوش مصطفوی) به پرسپولیس آورده بود خیلی راحت از پرسپولیس جدا می شوند لیستی عظیم و طولانی لیستی از بازیکنانی که امروز در تیم هایی که حضور دارند هر کدام برای تیم خود ستاره هستند و بالاخره آمدن علی دایی و شروع فصل جدید بازیکنان مورد نظر علی دایی در زمان مدیریت حبیب کاشانی به تیم اضافه می شوند رضایی و نوری و .... بازیکنانی که پس از رفتن علی دایی هرگز آن روند رو به رشدی که در زمان مربی سابق سرخ ها داشتند از خود نشان ندادند و گاهی هم برای پرسپولیس حواشی مختلفی همراه داشتند که با سلام و صلوات به پایان رسانده شد . از تمام اینها بگذریم داستان حمید خان از تمامی اینها جالبتر به نظر می آید ایشان که از لیگ هفتم و پس از قهرمانی سرخها چشم به نیمکت پرسپولیس داشت سعی کرد با جمع آوری یاران خود که بعد اکثر آنها مصدوم بودند ضربه اصلی را به بدنه تیم همراه با شعار های اعتراضی هواداران عزیز می زند. تمام اینها را گفتم تا به یک سخن برسم سخنی که یک فصل است گفته می شود تیم پرسپولیس که امروز زیر دستان دنیزلی است دست به گل مدیران و مربیان سابقی است که در این تیم بودند و میوه هایش امروز در لیگ بوی سوخته می دهد تا یک میوه رسیده این نشان گر بسته شدن اشتباه پرسپولیس در دو فصل گذشته دارد و نشان می دهد تیم در نقاط مختلف از دروازبان گرفته تا مهاجمان مهره خوبی را جذب نکرده است شما به دو گزیننه آن توجه کنید میثاق معمار زاده و مهرداد اولادی .میثاق معمار زاده با دروازبانی که فصل گذشته در فولاد دیده بودیم بسیار متفاوت ظاهر می شود و به هیچ توپی که سمت دروازه سرخهای می آید نه ! نمی گوید به مانند اینکه توپ از او سوتی دارد و اگر بگیرد سوتی او بر ملا می شود. دومین نفر مهرداد اولادی من در این فصل زیاد به یاد نمی اورم که اولادی را دیده باشم ایشان که از ابتدا فصلی که آمدند خوشبختانه مصدوم بودند و زحمت بازی کردن به خود ندادند و اگر هم مصدومیت مبارکشان بر طرف گشته یک بازیکن کاملا نا کار آمد بوده است این نکته در مورد نه تنها این دو بلکه برای بسیاری از بازیکنان پرسپولیس امروز صدق می کند که پرسپولیس را برای خود جایگاه سقف آرزوها و تنبلی قرار داده اند است . متاسفانه اشتباهات گذشته چوب را بر کمر پرسپولیس و هوادارانش می زند نه بر تن بازیکنانی که پولهای بیت المال را پیش پیش می گیرند و در جیب می گذارند و با خیال راحت پس از هر نتیجه سر بر روی متکاهای نرم می گذارند و لالایی شب برای خود می خوانند . اینگونه سوختنها و اینگونه ضربه خوردنها شایسته تیم پرسپولیس و هوادارانش نیست اینگونه زجر اینگونه عذابها شایسته تیمی نیست که اسطوره های آن برای بزرگی و تعصبی که نسبت به نام پرسپولیس داشتند جنگیدند . در ابتدا بحث سخن از ثبات مدیریتی و بازیکنها آوردم و باز هم می گویم برای رسیدن به سقف آرزوها و برای رسیدن به یک پرسپولیس ایده آل تنها دادن شعار کافی نیست شما بنگرید شخص سردار رویانیان در ابتدا ورودشان می گوید برای مدیریت به تیم آمده و تا اینجا کار به نظر می رسد که ایشان به معنا واقعی مدیریت را برای پرسپولیس انجام داده است و هیچوقت دیده نشده است که خارج از بحث مدیریت سخنی از ایشان به زبان بیاید این جای تقدیر و تشکر دارد اما یک مشکل اساسی که پیش می آید و شاید مدتی دیگر فکر تمام ما را به خود مشغول کند آیا وزیر ورزش فعلی و وزریر ورزش دولت یازدهم آیا آماده ادامه همکاری با ایشان می شوند؟ آیا می توان بدون ترس گفت که رویانیان برای چند سال باقی می ماند و برنامه های خود را به مرحله اجرا گذارد افسوس که جوابمان با یقین خیر است ! پس در جبهه مدیریتی نمی توانیم ثبات داشته باشیم زیرا آن در دستان ما نیست و بستگی به سلایق وزیر یا وزرا ورزش مختلف دارد در صورتی می توانیم با یقین بگوییم ثبات حاکم خواهد شد که بحث خصوصی سازی به مرحله اجرا در آید که فعلا از 3 سال گذشته فقط یک دستور بوده است و هیچ پیشترفتی در آن دیده نشده است. در بحث مدیریت اگر ثبات نباشد بی شک در بحث مربی و بازیکن هم ثبات نخواهیم داشت چون سلایق مختلف برای آدم ها متفاوت است و افسوس می خورم که بگویم باز هم جام شوکران را هواداران می نوشند و فقط این مدیران و بازیکنان و مربیان هستند که با سلایق متفاوت می آیند و می روند. جز افسوس سخنی برای گفتن ندارم فقط در آخر فرض را بر این می گیریم آقای رویانیان به مدت 5 سال در پرسپولیس ماندگار شدند فرض را بر این می گیریم مصطفی دنیزلی در پایان فصل بعد شاید خواست از دنیای مربیگری خداحافظی کند تمام این فرضها را کنار هم می گذاریم به یک نتیجه می رسیم که سردار رویانیان وظیفه سنگینی بر دوش دارد جز بستن تیم جدید برای فصل آینده که بی شک بدون هیچ دخالتی و با نظر دنیزلی خواهد بود ایشان باید مذاکرات خود را برای جایگزین مناسب برای مصطفی افندی با شخص دنیزلی آغاز کند چون فکر می کنم خود دنیزلی می تواند گزینه شایسته ایی برای خود به پرسپولیس معرفی نماید و بازیکنانی که با نظر ایشان خواهند رفت بی شک از تیم امسال شاید از تعداد انگشتان دو دست هم بیشتر شود و بازیکنان جدیدی که در راه هستند جناب سردار باید این فاکتور را مقابل خود قرار دهند که قراردادهای طولانی و برای چند فصل اینده ببندند . سخنان زیاد است و در یکجا نمی توان تمام آنها را مطرح کرد فقط در آخر لازم است این گوشزد را با توجه به فاکتور آخری که بیان شد که بیش از اینکه یقین داشته باشد اما و اگر در آن به کار رفت باید گفت در همچنین صورتی صبر را باید در درسهای روزمره خود بگنجانیم و از یاد نبریم تیم های بزرگ با صبر و تحمل به میعاد موفقیت راه پیدا کردند مثال بارزش الکس فرگوسن در منچستر و مجبوبیتی که امروز هنوز هم برای جانشینی او کسی بهتر از خودش پیدا نمی کنند و واقعیت را باید گفت چون کسی نیست . صبر را در تابستان فوتبالی به خوبی مرور کنید فصل سختی را پشت سر گذراندیم که در اواخرش بسر می بریم می دان همه خسته و همه نارحت هستیم اما نام بزرگ پرسپولیس و هوادارانش همیشه دشمنان زیادی داشته است که تنها اتحاد و یکدلی ما آنها را به عقب رانده است . دلم برای فصل هفتم و لحظات شیرینی که داشتیم تنگ شده است دلم برای مردان بی ریا مردانی که برای پرسپولیس به خاطر پرسپولیس بازی می کردند نه یک ریال زیاد نه یک ریال کم چون خونشان سرخ بود و به نام پرسپولیس سفید امضا می کردند تنگ شده است دلم برای سکوهای یکدل و اتحاد برای قهرمانی تنگ شده است دلم آنقدر به درد آمده است که دیگر برای درد جدید جایی ندارد و فقط به امید فردایی روشن می تپد به عشق پرسپولیس و به عشق خون سرخی که در رگهایم جاری است. این سخن را پس از قهرمانی در لیگ هفتم از افشین قطبی هیچ وقت فراموش نمی کنم <<خدا هم پرسپولیسی است>>شاید افشین راست می گفت خدای ما سرخها آنقدر بزرگ است که شده است روی یک تار مو به مانند امروز رژه ببرد اما هرگز آن را نگذاشته پاره شود همه شما را به خدای ایران زمین که همان خداوند عشق و یکتاپرستی است می سپارم سرخ باشید سرخ زندگی کنید به ایران فکر کنید همه به ایران فکر کنید که ایرانی سربلند و پر افتخار است پاینده باد ایران جاوید بر پرسپولیس قهرمان [ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:24 ] [ کاوه قره داغی ]
|
||
|
| ||